صالح عضيمة (مترجم: سيد حسين سيدى)

410

معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى)

نخستين خود مىگويد : « علم تابع معلوم است . و در آن تأثير نمىگذارد ، بلكه معلوم در علم تأثير دارد و آن را مطيع خود مىكند از آنچه كه در ذات اوست . و علم به معلوم چيزى اضافه در ذاتش ، صفاتش ، افعالش و احوالش نمىبخشد ، بلكه احوال اعيان ثابته ، آن چنان كه دانسته شد ، تغيير نمىكنند ؛ چون حقايق تغييرپذير نيستند ، كه همان كلمات خداوندند . فرمود : لا تَبْدِيلَ لِكَلِماتِ اللَّهِ « 1 » . » خوب است اكنون به علم خداوند سبحان هم اشاره‌اى داشته باشيم ، كه به خاطر اهميّتش آن را همچون سخن در ذات مقدّس او قرار مىدهد . شيخ صدوق در كتاب توحيد مىگويد : « از امام رضا ( ع ) سؤال شد : علم خداوند چگونه است ؟ فرمود : « مىداند ، مىخواهد و اراده مىكند و آنچه را كه اراده كرد ، مقدّر مىكند : مشيّت به علم اوست ، و اراده به مشيّت او ، و تقدير به ارادهء او ، و قضا به تقدير او ، و اجرا به قضاى او . پس علم بر مشيّت مقدّم است ، و مشيّت در مرتبهء دوم ، و اراده در مرتبه سوم ؛ و تقدير بر قضا به‌واسطهء اجرا واقع مىشود . خداوند داراى بداء هست ، هرگاه كه بخواهد و براى تقدير اشياء اراده كند ، مىداند ؛ و آن‌گاه كه قضا به اجرا درآيد ، بدائى در كار نيست . » علّامه طباطبايى در جلد بيست و پنجم الميزان مىگويد : « اشيا براى خداوند ، معلوم به علم حضورىاند . و علم او دوگونه است : علم حضورى به اشياء قبل از آفرينش ، كه عين ذات است ؛ و علم حضورى به آنها بعد از آفرينش ، كه عين وجود اشياست . » يعنى خداوند علمى ذاتى و علمى فعلى دارد ؛ علم ذاتى همان عين ذات اوست ، چه موجودات خلق شده باشند و چه نشده باشند ؛ و علم فعلى ، ثبوت آن بسته به وجود متعلّق آن است ، كه به ذات مقدّس او وابسته نيست ؛ مثل آفرينش ، روزى دادن ، زنده كردن و ميراندن كه بسته به وجود مخلوق ، مرزوق ، حى و ميّت دارد . اشياء همگى موجودند تا زمانى كه علم او هست ، و براى او معلومند . اين نوع علم از صفات فعلى اوست كه تحقّق فعل از جانب او محقّق مىشود نه قبل از آن . و در ثبوت آنها ، بعد از اين كه به وجود نيامده‌اند ، موجب تغييرى در ذات مقدس او نمىگردند ، چون در مقام فعل نيست و در عالم ذات وارد نمىشود .

--> ( 1 ) - يونس ( 10 ) آيهء 64 : وعده‌هاى خدا را تبديلى نيست .